نگاهی به باغ لیموی جایدر (پلدختر) و ساکنان قدیم آن

تاریخ انتشار : 18 مرداد 1399, 10:27
محمود میرزا قاجار حاکم لرستان و فرزند فتحعلیشاه قاجار، در سال 1242 هجری قمری (حدود 194 سال قبل) مدعی است که باغ لیموی جایدر یا چیزی شبیه آن به فرمان او ساخته شده است. او می نویسد: « مرا در این ملک، به نام پادشاه عالم پناه، باغی احداث کرد که آن باغ مسمی به گلستان خاقان است. بنای صاحب وقوفی که در استادی و طراحی بی عدیل بود، احضار کرده، که به طرح باغ مشغول گردد».

یک دهه بعد از آن سرگرد راولینسون (در سال 1836 میلادی) همراه با ارتش کوچک خود از روی پل گاومیشان گذشت هنوز پل گاومیشان سالم بود و از گردنه چل سرازیر شد و به دشت جایدر رسید. او به ساختمان نسبت بزرگی به نام «عمارت» اشاره می کند،که قشون کوچک او در آن مکان چادرهای خود را برافراشته بودند. سرهنگ چریکف روسی (در سال 1849 میلادی) یعنی چهارده سال بعد از راولینسون از «باغ لیمو» یاد می کند که از بی مبالاتی خشک شده است.


او می نویسد: « در جایدر که از سمت شمال چندان دور نیست یک باغ جلب توجه می کند، که درخت های نارنج و لیمو و پرتقال و غیره دارد. این باغ در وقت حکام پشتکوهی (والیان پشتکوه) بسیار خوب و آباد مانده بود، لکن بعد از آنها به دلیل بی مبالاتی و بی پرستاری جمع اشجار مثمره ی او خشک و ضایع گردیدند».

حدود سی و سه بعد از چریکف یک مامور قاجار در سال 1883 میلادی، «باغ نارنج و لیموی جایدر» را به اسماعیل خان والی نسبت می دهد. که طبق گزارش او در سال هزار و سیصد هجری قمری مقارن دوره حکمرانی مظفرالملک اثری از آن برجای نمانده است.

این گزارش به میزان قابل توجهی به ما کمک می کند که نگاهی روشن به دوره ی تاریک ساخت این باغ داشته باشیم مطابق این تعریف،« اسماعیل خان والی در جایدر باغ نارنج و لیمو به عمل آورده و عمارتی هم از سنگ و گچ و آجرساخته که آثار آن پیداست.

چند طاقی که از سنگ و گچ است بر جای مانده و به جهت چشم انداز و منظر عمارت و باغ و صفه ترتیب داده اند و سنگ چین کرده اند. صفه ها هنوز هم برقرارند، لکن اثری ازدرختان باغ نمایان نیست». صد و ده سال از اولین گزارش راجع به این باغ گذشت تا اینکه اشتاین باستان شناس معروف بریتانیایی در 1936 میلادی به جایدر رسید.

او اشاره می کند که حدود یک مایلی جنوب قلعه جدید، دو تپه کوچک با آوارهای آجر سوخته و سفال وجود دارد که مربوط به روستایی با قدمتی نه چندان زیاد می باشد (شاید محوطه دو کوهه و باغ جایدر) دو نفراز روسای قبایل لر مطالبی در باره گورستان گبرها در نزدیکی دهکده تازه تاسیس آنها در «باغ لیمو» گفتند.

آن هم در قطعه زمینی که کمی بر آمده است و در یک چهارم مایلی شرق دهکده اصلی قرار دارد، اشتاین گورستان «باغ لیمو» را کاوش نمود که در یادداشت های آینده به آن خواهم پرداخت. 

فقط اشاره می کنم که اسماعیل خان فیلی خلف الصدق کلبعلی خان با محمودمیرزا قاجار که مدعی ساخت باغ است، همزمان بوده اند، و ظاهراً قبل از ضیافت جایدر در سیمره ملاقات داشته اند. در عین حال، حکمرانی اسماعیل خان والی با اواخر دوره افشار و زندیه  مقارن است.

پس باید مراقبت کرد که اسماعیل خان فیلی بن کلبعلی خان را با اسماعیل خان والی فرزند حسین خان را قاطی نکنیم. اگر چه، روستای باغ جایدر در حال حاضر مسکن گروهی از طایفه هفت تخم و سایرین هست، با این وجود، خیلی مایلم اسم برخی از ساکنان قدیم این منطقه را بر شمرم و در ذکر تاریخچه قلعه چم قلا  در پست های آینده سعی می کنم، گوشه ای از زندگی عصر قاجاری را در این مناطق بازگو کنم

با این حال، گویا هنوز، برخی از معمرین ساکن در باغ جایدر از بقایای این باغ و بازمانده درختان آن مطالبی را بیان کرده اند. ظاهرا یک تیره هم به نام کلبعلی وند شهرت دارند (گفتگو با رضا جودکی نژاد)، اما ممکنه این اسم این شخص از پدر پاپی خان گرفته باشد تا اینکه آنرا منصوب به کلبعلی خان معروف بدانیم (تحقیق نکرده ام).

با این وجود، باغ لیمو به عنوان یک لند مارک سرزمینی مورد اشاره  تمام سیاحانی است که به دشت جایدر گام نهاده اند. ما از چگونگی ویرانی و حمله طوایف سگوند به این محدوده به هنگام مرگ فتحعلیشاه گزارشی در دست داریم.

همچنین ما از افراد مشهوری همچون اکبرخان جایدری، کریم خان جایدری، بیرم خان جایدری و برخی صاحبان بلامنازع جایدر در دوران قاجار اطلاعات ارزشمندی در دست داریم. ظاهرا این خانواده های پرنفوذ و محترم بیشترین املاک را قریب 130 سال قبل در ملک جایدر داشته اند، بر این روال اسنادی نیز موجود است که این املاک را ابتدا اجاره داده و بعدا بمرور نیز فروخته یا واگذار کرده اند.


بطور مثال: اسناد مربوط به تاریخ پانزدهم تیر ماه هزار و سیصد و بیست (حوالی جنگ جهانی دوم) در دست است که آقای کریم جایدری فرزند مرحوم اکبر بخش هایی از دهکده های دولابچی و دهکده سراب حمام و سراب جهانگیر و باغ جایدر و چم قلعه و دهکده قپاندر املاک ملکی خود را طبق اجاره نامه شماره صد و شصت و سه در سال 1318 خورشیدی به اقای رحیم نصیر مقدم بمدت سه سال خورشیدی اجاره داده و امثال چنین نامه هایی از ساکنان قدیم دشت جایدر زیاد است.

بجز خانواده های محترم جایدری و خانواده های بزرگ نصیر مقدم، که ما در آینده با کسب اجازه از آنها بیشتر صحبت خواهیم کرد. با این حال، صورت افراد زیادی از زارعان و زمین داران  باغ جایدر در دست است.

البته بر شمردن نام این افراد فقط یادآوری بخش کوچکی از ساکنان قدیم جایدر است، و افراد زیادتری نیز بوده و هستند که ما در آینده بیشتر راجع به آنها که پلدختر نوین را ایجاد کردند حرف می زنیم اما من مایلم فعلا چند خانوار قدیم ساکن در باغ جایدر و محوطه های پیرامون آن را بیان کنم، انهم باز می گردد به 86 سال قبل، هدف ما آگاهی نسل جوان و تا حدودی زنده کردن یک حس نوستالژیک تا قبل از جنگ جهانی دوم است ولا غیر. 

باز هم تاکید می کنم تا قبل از 1320 شمسی اسامی را ذکر می کنم. بر این روال، در حال حاضر فقط می توانم به افرادی چون، کدخدا دوشنبه، موسی بک، اسد بک، کنعان بک، شیخ مراد(درست نتونستم بخونم یا شاه مراد)، نیرمراد، نظرعلی، ملک، پیره زا، حاضربک، امان الله هفت تخم، سبزعلی، رحم خدا، نیرخدا، حسن علی، قربان محمد، علی محمد شیروند،امان الله شیروند، دوست علی، علی مراد، صید جعفر، مشهدی عباس، شیخه، علی عباس،شاشا، فتح علی، داراب و خیلی افراد دیگر اشاره کنم. اکثر این افراد بزرگ دیگر در قید حیات نیستند، روحشان قرین رحمت الهی باد.

اما در مورد برخی زارعان و زمین داران محل چم قلعه و قرصدول فعلا من می توانم در این محدویت به نام چند نفر از آنان تا حدود 1313شمسی چنین اشاره کنم: کدخدا خداداد، رفیع، عابد، حسین، پنجشنبه، صید مراد، آغابک، دوشنبه رشیدی، پایدار رشنو، خستو، چراغعلی، علی اصغر، مرتضی و...


علاوه بر این عزیزان، آنگونه که از قبل گفته شد، معمولا ملک باغ جایدر را بزرگانی چون کریم خان و پاپی خان و بهرام خان و مرادخان و مسمات کَلّی خانم جایدری و احمد و مجید و نعمت الله سلاورزی و آقایان مشهدی رضا الماسیان با تبهر تمام کُل ملک جایدر را بین زارعان تقسیم می کردند و بین آنها توافق مالک بهری و رعیت بهری صورت می گرفت. بطور مثال: کل املاک را شش دانک حساب می کردند و به سه قسمت دو دانکی تقسیم می نمودند. 

املاک اولین دودانگ شامل: سراب حمام، سراب جهانگیر، و ثور و چفت، چراغ کشته و طاق سید  کلاً دو دانگ بود. که از قرار زیر تقسیم می شد: الف. احمد و مجید و نعمت الله سلاورزی نیم دانگ/ ب. مرادخان نیم دانگ/ ج. بهرام خان و جهان گیر خان نیم دانگ / د. مسمات کلی خانم جایدری نیم دانگ  

املاک دومین دودانگ شامل: قسمت آقای مشهدی رضا الماسیان و جهانگیرخان و بهرام خان از اراضی قپاندر و محل ریخان دو دانگ که از قرار زیر تقسیم شده بود: الف. آقای رضا الماسیان یک دانگ و نیم/ ب. بهرام خان نیم دانگ

املاک سومین دودانگ شامل: محل چم قلعه و قرصدول و چم غلامعلی و اراضی باغ چفت گاحر و محل دو کوهه جایدر که دو دانگ می باشد که از قرار ذیل فیمابین کریم خان و پاپی خان تقسیم شده بود: که منتهی می شود به گری پی که الف. کریم خان ولد مرحوم اکبرخان جایدری یکدانگ و یک تسوج و پاپی خان ولد مرحوم کلبعلی خان جایدری سه تسوج هم چنین مالکان قدیم توافق کرده بودند که محل اراضی چم بُرّه و یا اراضی دولاب چی و با دکاکین و مهمانخانه پلدوختر بالمناصفه است و هر کدام از مالکین بقدر حصه و رسد خودشان که تقسیم شده است حق عایدات و فایدات از این دو محل اراضی فوق و مهمانخانه و دکاکین دارند که قسمت خودشان را ببرند و تخلف نه نمایند. بتاریخ بیست و پنجم شهر شوال المکرم هزار و سیصدو پنجاه و سه هجری(مطابق با11بهمن 1313 شمسی) این توافقات صورت گرفته بود.

توضیح اینکه: این داستان فقط برای آگاهی از سرگذشت قدیم این منطقه تا ورود باستان شناس اشتاین به باغ جایدر ذکر شد و اسناد زیبایی در اختیار خانواده جایدری قرار دارد که فقط نگاهی به گذشته را پیش روی ما قرار می دهد. امروز، پس از گذشت 86 سال از توافق مالک بهری و رعیت بهری دیگر خبری نیست و امروز هیچکدام از این خوبان روزگار در بین ما نیستند و املاک جایدر با تغییر و تحولات زیاد در اختیار مالکین محترم نسل بعد قرار دارد که خریداری نموده یا ملکانه پدریشان بوده است نسل جدید در عمران و آبادانی دشت جایدر بسیار تلاش کرده اند و خوشبختانه امروز بهتر از هر زمان دیگری می توان شاهد رونق و آبادانی این دشت زیبا و پلدختر نوین باشیم


ما در پست های آینده به چگونگی تاسیس چم قلعه اشاره خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که یکی از قدیمی ترین ساکنان دشت جایدر طایف کهن جودکی بوده و هست که مالگه و جایگاه کوچروی آنها در همین محدوده بوده است و البته یاد آور می شوم که در زمستان در چراگاههای این دشت کهن و در میان سنگلاخ های پر از دریاچه آن طوایف حسنوند و بیرانوند و غیره نیز مستقر می شوند.

باید دانست، در شکل گیری پلدختر نوین علاوه بر نقش بی بدیل طایف جودکی بایستی به تاثیر طایفه محترم میر دریکوند و سادات محترم پلدختری نیز اشاره کنم و در آینده به طوایف مختلف ساکن در منطقه در یکصد سال اخیر اشاره خواهیم کرد. 

اما واقعا برای من سخت است به تمام جزئیات و تمام افراد اشاره کرد. من حاضرم دستم را بگیرم بالا و بگم بله گزارش من ناقص است و در پست های بعدی آن را با شما تکمیل خواهم کرد.



دکتر احمد پرویز/ دکترای باستان شناسی


لینک کوتاه مطلب: https://poldokhtarnews.ir/?newsid=1751

نظر دهید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی‌شود