علت نامگذاری پُل تاریخی دُختَر/ قسمت سوم

تاریخ انتشار : 29 دی 1400, 10:58
حسن پیرنیا محقق شهیر تاریخ ایران باستان در جلد چهارم کتاب تاریخ ایران باستان خود به صفحه ۱۸۲ و ۱۸۳ نوشته؛ در زمان شاهپور اول ساسانی (۲۴۱_۲۷۳.م) حران یکی از دولت شهرهای روم باستان در زمان این شاه شورید و تسخیر آن برای شاهپور کار مشکلی بود، زیرا تراژان و سپتیم سور امپراتوران روم نتوانسته بودند این شهر را در آن‌زمان جزء دولت اشکانی بود، را تسخیر نمایند.

ولی زمانی که شاهپور اول ساسانی مشغول تسخیر این شهر که در این زمان جزء امپراتوری روم بود، شد اتفاق عجیبی  روی داد که کار شاهپور را آسان نمود و آن اتفاق این بود که دختر پادشاه حران به شاهپور پیغام فرستاد که حاضر است شهر را به او تسلیم کند مشروط بر آنکه شاهپور او را به زنی اختیار کند. شاهپور این پیشنهاد را پذیرفت و دختر شاه حران به پدر خود خیانت کرد و شهر را تسلیم شاهپور نمود، ولی بعد از تسخیر بطوری‌ که مورخین خارجی هم نوشته اند دختر را به امر شاهپور به جلاد سپردند، جلاد هم گیسوان دختر را به دم اسب سرکش بسته و اسب را رها کرد.

دکتر اردشیر خدادادیان پژوهشگر و استاد تاریخ باستان ایران که تقریبا تمام عمر خود را در آلمان بسر برده و تمام عمر خود را معطوف به مطالعه تاریخ ایران باستان نموده، و با چند زبان زنده دنیا مسلط است در کتاب تاریخ ایران باستان خود، جلد شش صفحه ۴۵ ذیل همین داستان آورده؛ برای شاهپور نیز شهر الحضر از اهمیت زیادی برخوردار بود، روایت شده که هنگامیکه شاهپور برای فتح ان اقدام کرد در پشت دیوارهای محکم شهر ماند، و شهر همانند دژی بسیار مستحکم، تسخیر ناپذیر ماند.

شاهپور اول مدتها در اطراف شهر جولان می داد، تا اینکه  "نضیره"  nuzaiarh دختر حاکم دولت شهر الحضر که شاهپور را با صلابت و صبوری مشاهده کرد، دلباخته شاه جوان ایران شد و به او قول داد که شب هنگام دروازه شهر را به روی او می گشاید، البته اگر شاهپور به او قول بدهد که وی را به حرمسرای خود خواهد برد و ملکه ایران نماید. شاهپور شرط نضیره دختر حاکم دولت شهر الحضر را پذیرفت و به این ترتیب پادشاه ساسانی این شهر را به تصرف خود درآورد و غنایم آن‌ را تصرف نمود.

روایت های گوناگونی درباره دنباله ی داستان ذکر شده است. ابوعلی مسکویه رازی در تجارب الامم بر این باور است که شاهپور پس از تصرف شهر و تسخیر گنجینه های آن ، دختر حاکم دولت شهر الحضر را از دم تیغ گذرانده و به او گفته که؛ تو مستوجب مرگی، زیرا کسی که به پدر خود خیانت کند چگونه میتواند به من وفادار باشد؟  در تاریخ باستان مواردی دیگر از این خیانت ستیزی که بر اثر آن خائنان را سخت کیفر می رسانده اند، در عصر هخامنشیان و ساسانیان به درستی ثبت شده است. این رویداد دقیقا یک سال پیش از جلوس شاهپور اول ساسانی یعنی در سال ۲۴۰ میلادی اتفاق افتاده است. (ادامه دارد - لطفا با صبوری ما را همراهی فرمائید)


حسین صفری/ پژوهشگر تاریخ باستان


لینک کوتاه مطلب: https://poldokhtarnews.ir/?newsid=3012

نظر دهید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی‌شود