پاییز نازیبا و خزان خزائن غار کلماکره

تاریخ انتشار : 21 شهریور 1400, 20:06
پاییز را با خزان و برگ ریزان رنگارنگش می شناسند، گاه او را سلطان فصل ها می نامند و گاه فصل اندوختن و ذخیره کردن، اما پاییز سال ۶۸ شبیه دیگر پاییزها نبود، برگ ریزانش خبر از تاراج تاریخ می داد و خزانش به رنگ مرگ یک فرهنگ، سلطان فصول این بار آمده بود تا نقاب از چهره ی سلاطین خفته ی ایران زمین بردارد. 

سلاطینی از عصر ایلام، سلاطین ثروتمندی که اندوخته های بی مانندشان را در پناه انجمن خدایان ذخیره کرده،غافل از آنکه در پس ۲۷۰۰ پاییز وفادار، بشری به کمین نشسته که دیگر نه چون پاییز غارتگر برگ هاست، بلکه با تیشه ی تاراج، ریشه ی فرهنگی را که می رفت هنر خود را به رخ دنیا بکشاند، به یکباره می خشکاند

قصه‌ی غارت غار کلماکره اگر چه تلخ، اما شنیدن دارد. کوچ نشینان دامنه ی مله کوه از گذشتگان شکارچی خود شنیده بودند که ریش برخی از بزهای کوهی شکار شده در این کوهِ  بی آب، خیس است اما اثری از چشمه و سراب در آن نیست. تا اینکه شخصی به نام عزیز پرده از این راز برداشت و به دنبال آن عزت هزاران ساله ی تاریخ ایران را بر باد داد.

عزیز به دنبال یک بزکوهی (کَل ) به کلما (ماوی کل _غار) وارد می شود. در کنار ورودی این کلما یک درخت انجیر (کَرّه ِ) روئیده و آن را به کلماکره مشهور ساخته است. درون غار چندین آب چال وجود داشت که راز ریش خیس کَل های کوهی بود.

در پس این راز اسرار نهفته ی دیگری نیز آشکار شد. گنجینه ای با هزاران شی نفیس، انواع تکوک (ریتون)، مجسمه، تندیس، ظروف آئینی و اشیاء تزئینی در دهلیز ها و حفره های غار وجود داشت و همین بهانه ای شد برای غارت گنجینه ای که تاریخ مانندش را به خود ندیده بود.عزیز و اقوامش در شهرهای پلدختر، رومشکان و استانهای همجوار لرستان، به سان ایلغارهای مغولان در کمتر از ۲ سال تمام این گنجینه ارزشمند را غارت کردند.


متن کامل مقاله: منتشر شده در مجله شهرزاد قصه گو، سال دوم، شماره ۳، نوروز ۱۴۰۰ ص۶۹-۶۰

عطا حسن پور/ مدرس دانشگاه و دکترای باستان شناسی
تصاویر از استاد: ابراهیم خادم بیات


لینک کوتاه مطلب: https://poldokhtarnews.ir/?newsid=2793

نظر دهید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی‌شود