تشدید احساس فقر در شکافهای دیجیتالی!

تاریخ انتشار : 7 دی 1399, 14:20
پرسشهایی از طرف وبسایت هامون ایران؛ تارنمای جامعه مدنی جنوب ایران از برخی صاحبنظران علوم اجتماعی و فرهنگی مطرح شده که در ادامه گفتگویی را با دکتر مجتبی ترکارانی؛ دکتری جامعه شناسی توسعه از دانشگاه تهران، مسئول دفتر انجمن جامعه شناسی ایران در خرم آباد لرستان خواهیم خواند. شایان ذکر است که دکتر ترکارانی، صاحب مقالات علمی و یادداشتهای متعددی درباره مسایل اجتماعی و فرهنگی ملی و محلی بوده و نیز مولف کتاب «لرستان در تکاپوی جامعه مدنی» می باشد.

 هامون ایران: به نظر شما قرنطینه و محدودیت های جابجایی در دوران کرونا باعث افزایش خشونت خانگی “جنسیت محور” در خانواده شده است؟

دکتر مجتبی ترکارانی: اجبار به خانه ماندن و یکنواختی کسل کننده محیط خانه و اجبار در کنار هم ماندن تمام اعضای خانواده باعث شده که آستانه تحمل والدین و فرزندان کاهش پیدا کرده و در مواجهه با هر نوع برخورد و مشکلی توان حل مسالمت آمیز آن را نداشته باشند و به خشونت کشیده شود. آمارهای رو به رشد تماس با اورژانس اجتماعی و رشد خودکشی کودکان و نوجوانان بخاطر نداشتن تبلت و گوشی و.. نشان دهنده این موضوع است.

مقداری از افزایش پدیده خشونت خانگی را باید در مواجهه روزانه فرزندان با فضای مجازی واستفاده از منابع مختلف اطلاعات و ورود حجم زیادی از داده ها به ذهن کودکان و نوجوانان جستجو کرد. این اطلاعات گرچه می تواند مکانیسم های ذهنی و مغزی آنها را فعال تر نماید ولی بخاطر عدم آمادگی و آشنایی و ناتوانی در هضم و جذب این میزان اطلاعات می تواند آنها را دچار ناسازگاری شناختی و تعارض ذهنی کند.

بدین معنا که کودکان اطلاعاتی را کسب می کنند که متناسب با سن و شرایط اجتماعی و سبک زندگی آنها نیست و از این رو وارد ارتباطات و درگیری های عاطفی و احساسی می شوند که توان مدیریت این روابط را ندارند. چنین شرایطی می تواند به سوءاستفاده ابزاری از کودکان در محیط های آنلاین منجر شده و یا آنها را دچار مشکلات روحی و روانی شدیدی نماید. دلیل دیگر این است که بسیاری از پدران و حتی مادران در برآورده شدن خواسته های فرزندان و تامین معاش دچار مشکل هستند و این ناکامی باعث شده والدین و مخصوصا مردان دست به خشونت برده و کودک خود را مورد خشونت فیریکی و یا نمادین قرار می دهند.

حتی این موضوع در بین مرد و زن در درون خانواده وجود دارد به طوری که مردان غالبا از خشونت فیزیکی و زنان اکثرا از خشونت نمادین و با تحقیر همسر و یا به صورت نیش و کنایه نارضایتی خود را بیان می کنند. شاید بتوان نتیجه گرفت که بخاطر بیکاری، افزایش مشکلات اقتصادی، طولانی شدن دوره کرونا و کاهش ارتباطات، آستانه تحمل بسیاری از والدین کاهش یافته و در مواجهه با مشکلات دست به خشونت می زنند. قربانی این خشونت بیشتر کودکان و گاه سالمندان و در درجه بعدی خود زن و مرد درخانواده هستند. به عبارتی همه به درجاتی قربانی خشونت هستند و منحصر کردن خشونت به زنان نوعی تقلیل گرایی باشد.

 هامون ایران: ثاتیر کرونا برامنیت زنان در کدام یک از سطوح اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیشتر بوده است؟ و این مساله را مطرح کنید که “شکنندگی امنیت” زنان در هر سطح چه تاثیری بر خود زنان و بالتبع نهاد خانواده گذاشته است؟

دکتر مجتبی ترکارانی: اگر امنیت را در حوزه های اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی بدانیم به نظر می رسد که کرونا بیشتر بر ابعاد اقتصادی و خانوادگی زنان متاثر بوده و نتیجه این دو بعد خود را در ناامنی اجتماعی نشان می دهد. به این معنا که با بروز کرونا بسیاری از زنان مشاغل خود را از دست دادند. این مشاغل که به شکل غیررسمی بود با بروز کرونا تعطیل شدند و این زنان که غالبا سرپرست و نان آور خانواده بودند با ازدست دادن شغل خود دچار مشکل شدند و همچنین گاهی بیکاری مرد خانواده نیز به مشکل افزوده شد و باعث مشکلات زیادی در خانواده شد. 

وجود ناامنی اقتصادی و نبود شغل مناسب بسیاری از این زنان را در شرایط نامناسبی قرارمی دهد که این زنان را آسیب پذیرتر می کند. به طوری که مجبورند کار در محیط های سخت و حتی غیر اخلاقی را برای تامین معاش خانواده تحمل کنند و این موضوع می تواند به افزایش مسایل اجتماعی در درون خانواده و جامعه بیانجامد. افزایش اعتیاد در میان مردان و حتی زنان بخاطر پیدا کردن مفری برای فرار از مشکلات و یا روی آوردن کودکان به کار در بعضی از خانواده ها برای کمک به اقتصاد خانواده و شکل گیری نوعی روابط فرازناشویی و بیرون خانواده در دروه کرونا از پیامدهای این احساس ناامنی اجتماعی در درون خانواده می باشد.

 هامون ایران: کرونا در ایران تا چه میزان بر اقتصاد “زنان سرپرست خانوار” تاثیر گذاشته و “جنسیت” آنها تا چه میزان در این مساله دخیل بوده است؟

دکتر مجتبی ترکارانی: زنان سرپرست خانوار همیشه بخاطر مسایل اقتصادی و فرهنگی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه محسوب شده اند. اینان ازطرفی مجبورند تحت هر شرایطی زندگی خود را تامین کنند تا وابسته به دیگران نباشند چرا که نهادهای حمایتی در این مورد ضعیف عمل می کنند و ازطرف دیگران بخاطر نگاه های فرهنگی و اجتماعی غالب، این دسته زنان همواره در معرض نگاه های تلخ و ابزاری و جنسی دیگران قرار داشته و بی پناه هستند، بطوریکه در بعضی از محیط های کاری با آگاهی از شرایط خانوادگی و اقتصادی آنها، موجب سواستفاده و آزار جنسی و خشونت کلامی و استثمار اقتصادی قرار می گیرند.کرونا از چند جهت این زنان را دچار مشکل می کرد.

در بسیاری از مشاغل خانگی این زنان از کار بیکار شدند و بیکار شدن آنها می تواند موجب رشد آسیب اجتماعی برای این نوع خانواده ها گردید و از طرف دیگر در مشاغلی نیز که با شرایط کرونا کنار آمده اند گاه مجبور به استفاده از مرخصی بدون حقوق شده و یا مجبور به کار در محیط های غیربهداشتی شده و در معرض ابتلا به کرونا قرار داشته و استرس ابتلا به کرونا را هم خود و هم خانواده تحمل نموده اند. همچنین با توجه به اینکه بسیاری از مشاغل زنان جز دسته مشاغل غیررسمی قرار می گیرند با بروز کرونا تعداد زیادی از این زنان بیکار شده ولی آمار این گونه زنان در هیج جایی ثبت نشده و کمتر امکان دریافت کمکهای حمایتی از نهادهای دولتی را دارا هستند.

در حالی که ضرورت جدی برای شناسایی این گونه زنان و حتی دختران ازدواج نکرده و پرداخت کمکهای حمایتی به این دسته زنان وجود دارد.به یاد داشته باشیم که در کنار زنان سرپرست خانوار، تعداد قابل توجهی از دختران ازدواج نکرده ای داریم که یا تنها و یا درکنار والدین سالمند خود زندگی می کنند و بسیاری از این دختران فاقد شغل و دارای مشاغل کم درآمد بوده و توان تامین نیازهای مالی خود را ندارند و فقر این دسته از زنان و خانواده ها در دوره کرونا بسیار تشدید شده و نیاز به حمایت اورژانسی و اضطراری دارند.

 هامون ایران: آیا کودکانی که در دوران کرونا به دلیل وضعیت بد اقتصادی خانواده از تحصیل بازمانده اند را می توان یکی از گزینه های بسیار مهم در “تغییر و دگردیسی”نهاد خانواده در آینده قرار داد؟

دکتر مجتبی ترکارانی: قرنطینه و محدودیت در ارتباطات و ماندن طولانی مدت درخانه باعث تغییر سبک زندگی اعضای خانواده شده است. ساعت خواب و بیداری، تغذیه و زمان صرف آن، نبود امکان ورزش و تفریح، کاهش ارتباطات خانوادگی و دوستی و صرف زمان زیادی با گوشی اینترنت باعث شده که سبک زندگی اعضای خانواده تغییر یافته و به نوعی جزیره ای شدن فضای ارتباطی و عاطفی اعضای خانواده منحر شده است. به طوری که آدم ها با اینکه به صورت فیزیکی در کنار هم هستند ولی هریک در دنیای خود غوطه ورند و شادی ها و لبخند و نگرانی های آنها ریشه در فضایی بیرون از خانه دارد.

این تغییر سبک زندگی به مشکلات جسمی مانند چاقی و کاهش دید و بینایی فرزندان، کاهش ویتامین د و ضعیف شدن استخوان بندی و گردن و دست منجر خواهد شود. به همه اینها می توان به افزایش تنش درون خانواده ها بخاطر همین تغییر سبک زندگی فرزندان را نیز اضافه کرد. (اختلاف مدام خانواده ها با فرزندان بر سر ساعت خواب و ..) بنابراین شاید بتوان گفت در خانه نشینی کرونا به نوعی تکنولوژی بر زیست جهان فرزندان غالب شده، دنیای فراغت کودکان به فضای مجازی منتقل شده، متن و تکست جای کلام و عاطفه را در ارتباطات اجتماعی گرفته و کودکان با بلوغ زودرس و پرتاب زود هنگام به دنیای تکنولوژیک دوره کودکی را سریعتر پشت سرگذاشته اند تا جایی که بعضی از صاحبنظران از پایان دروه کودکی برای کودکان امروز یاد می کنند.

تسریع در بلوغ زودرس آنها معتقد بود. این شیوه از زندگی باعث شده سبک زندگی متنوع قبلی که ترکیبی از خانه و مدرسه و محیطهای بیرونی بود که با کرونا تنها به ترکیب فضای خانه و دنیای مجازی منجر شده و حذف فضای بیرون خانه و نهادهای واسط باعث تغییر سبک زندگی شده است. درحالیکه خانواده ها و نهادهای دیگر امکان مدیریت مناسب این فضای جدید و سبک زندگی متاثر از آن را به طور صحیح دارا نبوده و منفعلانه و تقدیرگرایانه به پذیرش آن دست زده اند.

 هامون ایران: عدم وجود نهادهای حمایتی پایدار از زنان و کودکان در دوران کرونا چه تاثیری بر سبک زندگی آنها گذاشته و این تاثیرات چه پیامدهای مثبت و منفی در پی دارد؟

دکتر مجتبی ترکارانی: کودکان به عنوان قشری حساس و نیازمند کمک مراقبت همیشه در شرایط بحران نیازمند کمک بیشتری بوده اند. به طوریکه اگر نیازها و کمبودها و محدودیت های کودکان در دوره های بحرانی مثل جنگ و بلایای طبیعی شناسایی نشود و به آنها پرداخته نشود با تاثیرات و پیامدهای در کودکان مواجه خواهیم شد که تا آخر عمر می تواند در کودکان باقی مانده و نه فقط رشد شخصیتی آنها را با مشکل مواجه بلکه در روند تحول یک جامعه نیز اختلال ایجاد کند. کرونا نیز از جمله این بلایا بوده که متاسفانه تاثیراتش بر کودکان بسیار زیاد بوده و توجه فوری و زیادی را می طلبد. در این جا به مشکلات کودکان در دوره کرونا در خانواده و پیامدهای آن می پردازیم.

الف) نظام آموزشی ما در بحران کرونا مثل دیگر بحرانها غافلگیر شد. گرچه ماهیت خاص این پدیده و فراگیری آن تاحدی قابل فهم بود ولی ناتوانی نظام آموزشی در مواجهه با شرایط کرونا و عدم تصحیح خطاها باعث شد که بیشتر بار مسوولیت آموزشی فرزندان به دوش خانواده ها بیافتد. خانواده ها بودند که باید برای فرزندان خود گوشی و تبلت و اینترنت تهیه کنند. خانواده ها باید کمک یار فرزند خود باشند و درکنار زحماتی که بسیاری از معلمان زحمتکش انجام می دهند بار خانواده ها بسیار سنگین تر شد. انتقال مدرسه به خانه و منتقل کردن تمام تنش ها به درون خانواده به خصوص در خانواده هایی که خود بخاطر مشکلات اقتصادی و اجتماعی دچار ناهنجاری هایی هستند بار فشار بر خانواده ها را افزونتر کرد و انسجام خانواده را درمعرض خطر قرار داده است.

ب) درصد بالایی از خانواده ها با مشکل اقتصادی تامین لپ تاپ و گوشی هوشمند برای آموزش فرزندان و نبود پوشش ارتباطی اینترنت در محل زندگی خود مواجه هستند. این خانواده ها مجبورند روزانه با دغدغه و نگرانی ها فرزندان و مقایسه خود با دیگران مواجه شده و بخاطر ناتوانی در پاسخ به این خواسته ها مجبور به اعمال خشونت برای ساکت کردن او هستند. این خشونت ویرانگر تاثیرات زیادی را از جمله احساس نابرابری شدید اجتماعی و ایجاد نوعی خشم و درد را درکودکان دارد که در آینده به راحتی قابل زدودن نیست.

ج) شرایط قرنطینه و لزوم بیرون نرفتن اعضای خانواده باعث شد که تحصیل و فراغت و ارتباطات و ورزش و… همه این حوزه ها به خانواده ها منتقل شود. گرچه بسیاری از آنها تعطیل شدند ولی بار انجام بسیاری از آنها به دوش تکنولوزی و اینترنت افتاد. با اینکه قرار بود فقط آموزش بر بستر مجازی به عهده فناوری و اینترنت باشد ولی به مرور تفریح و فراغت و سرگرمی بچه ها نیز بدان افزدوه شد. ارتباطات دوستی و خانوادگی نیز به صورت فیزیکی محدود شده و آن هم مجازی شد. کلاس به خانه و خانه به کلاس منتقل شد. بار اصلی همه فعالیت ها به دوش تکنولوژی افتاد در حالی که مدیریت تکنولوژی در دست خانواده نبود و بسیاری از خانواده ها فهمی از مدیریت فناوری و اینترنت ندارند.. به طوری که فرزندان مدام با گوشی خود مشغول بوده و امکان تشخیص کاذب و یا واقعی بودن کارکردن آنها با گوشی و کامپیوتر وجود ندارد. وحتی درصورت تشخیص نیز راه حل جایگزین وجود ندارد. تا جایی که اختلاف والدین با فرزندان بر سر کم کردن میزان فعالیت با اینترنت و بروز اعتیاد اینترنتی بچه ها به بروز تنش و اعمال خشونت می انجامد.

هامون ایران: کرونا تا چه میزان بازتاب دهنده “صداهای خاموش” زنان و کودکان بوده و آیا کرونا توانسته در کنار زنان و کودکان مسایل “فقر و ناامنی” را نیز بیشتر بازنمایی کند و آنها را در کنار هم قرار دهد؟

دکتر مجتبی ترکارانی: به نظر می رسد که کرونا در تشدید احساس فقر و نابرابری و بازنمایی آن در شکل شکاف دیجیتال بسیار موثر بوده است. بزرگترین مساله ای که خانواده ها در کرونا با آن مواجه بودند آموزش و فراغت فرزندان در منزل بود و این دو موضوع به نوعی به دسترسی زیرساختی و طبقاتی خانواده ها به اینترنت و تجهیزات الکترونیکی مربوط می شد.

طبقات پایین و حتی متوسط جامعه به لحاظ طبقاتی و مناطق روستایی و دورافتاده به لحاظ زیرساختی از دسترسی به اینترنت محروم هستند. این محدودیت باعث ایجاد احساس نابرابری عمیقی در این اقشار و جوامع برجای گذاشت. تا جایی که ما با مواردی از خودکشی های نوجوانان بخاطر نداشتن گوشی و یا تبلت مواجه بودیم. بنابراین در کرونا ما با شکلی از فقر با عنوان فقر دیجیتال یا نوعی شکاف دیجیتالی بین مناطق جغرافیایی و طبقات اجتماعی مواجه بودیم

بسیاری از خانواده ها از نداشتن امکانات تکنولوژیکی در آموزش مجازی رنج می برند. این مشکل ریشه درموضوع مهمی به نام شکاف دیجیتال دارد. شکاف دیجیتال به نابرابری افراد و جوامع در دسترسی به فناوری های اطلاعات گفته می شود. در حالی که همه خانواده ها برای اموزش فرزندان نیاز به اینترنت با پهنای باند بالا و گوشی های هوشنمد دارند و امروزه شرایط کشور مخصوصا در روستاها و مناطق فقیرنشین توان برآورده کردن این نیازها را برای همه اقشار جامعه نمی دهد. بگذریم از اینکه اینترنت در ایران به دلایل مختلف قبل از کرونا نیز با مشکلاتی مواجه بود ولی با خانه نشینی کرونا و بالارفتن مصرف همه مردم به شدت سرعت اینترنت کاهش یافته است.

بالا رفتن قیمت گوشی های هوشنمد بخاطر تورم اقتصادی اخیر و تحریم ها باعث شده که خانواده ها در تهیه تکنولوزی های هوشمند برای فرزندانشان دچار مشکل شوند. تصور کنید والدین برای تامین نیازهای فرزندانش در آموزش مجازی یا باید تلفن هوشمند خود را در اختیار فرزندان بگذراند یا برای آنها خریداری کند.

دادن گوشی والدین به فرزند مشکلاتی برای والدین در تعیین حد و مرز مسایل خصوصی-عمومی ایجاد می کند. بچه می آموزد که راحت می تواند وارد حریم خصوصی دیگران شود. ویا با خرید گوشی برای فرزندان و ایجاد محیط رقابتی بین بچه ها باعث تحمیل هزینه زیادی به خانواده ها می شود. معمولا فرزندان و گاه مادر خانواده خواهان خرید گوشی برای فرزند هستند و پدر خانواده به دلایل اقتصادی یا تربیتی مایل به خرید گوشی برای فرزندان نیستند و این موضوع باعث اختلاف زیادی در درون خانواده ها شده است.

در آموزش مجازی بیشتر بار آموزش فرزندان از نهاد مدرسه به دوش خانواده اقتاده است. خانواده باید نقش معلم را نیز بازی کند. نرم افزارهای موجود و زیرساختهای اینترنتی امکان ایجاد محیط تعاملی مناسبی برای آموزش را ندارند. معلمان نیز با توجه به شرایط موجود امکانات زیادی برای ارایه مطالب درسی ندارند و آنها و خانواده ها نیز آموزشهای لازم را ندیده اند.

این عدم آمادگی باعث فشار زیادی به دانش آموز، خانواده و معلمان می شود. این گونه انتقال فشار آموزش از مدرسه به خانه در نهایت باعث وابسته شدن دانش آموز به والدین مخصوصا مادران شده تا جایی که گاه والدین خود تکالیف فرزندان را انجام می دهند.

همچنین ورورد بدون آمادگی و اجباری دانش آموزان به فضای مجازی، باعث مشکلات تربیتی و حتی فرهنگی اکنون و در آینده برای خانواده ها خواهد شد. بسیاری از خانواده ها قبل از کرونا برنامه ریزی حساب شده ای برای دسترسی فرزندانشان به گوشی های هوشمند داشتند ولی با کرونا و ورود اجباری فرزندان به دنیای مجازی همه این برنامه ها نقش بر آب شد و عملا توان والدین برای نظارت و راهبری بچه ها به شدت کاهش یافته است.

گرچه ورود فرزندان به آموزش های مجازی فرصتهای جدیدی برای نظام آموزش کشور خلق شده که در شرایط پسا-کرونا می تواند موثر باشد ولی تا رسیدن به شرایطی که در آن محتواهای اموزشی مناسب با این سیستم تهیه شده و معلم و خانواده و دانش آموز از آموزشهای مناسب برخوردار شوند فاصله زیادی داریم. ولی این پرتاب اجباری می تواند نقطه شروع مناسبی برای سازگاری فعالانه با فضای مجازی باشد اگر هوشمندانه عمل کنیم...


دکتر مجتبی ترکارانی/ دكتراي جامعه‌ شناسي اقتصاد و توسعه


لینک کوتاه مطلب: https://poldokhtarnews.ir/?newsid=2253

نظر دهید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی‌شود