پل تنگ تجسم رودخانه ای زیرزمینی در افسانه های قدیم

تاریخ انتشار : 15 مرداد 1399, 09:54
پل تنگ در مسیر جاده پلدختر به اندیمشک در روستای پاعلم لرستان قرار دارد. پس از رسیدن به روستا با انحراف کمی از جاده و طی مسافت کوتاهی می توانیم پل تنگ را ببینیم. جایی شگفت انگیز که رودخانه صیمره نالان و پرخروش بستر خود را در دل سنگ های آهک آسماری می گشاید.

درست در آنجا پل مدرن پهلوی اول دیده می شود که بر روی دره ای به عمق 21متر بنا شده است. در محل استقرار پل، صخره های آهکی به شدت دچار فرسایش شده و به طرز عجیبی بر روی رودخانه آویزان گشته اند.


در نقاط واقع در زیر پل، صخره های معلق در دو سوی رودخانه به قدری به یکدیگر نزدیک شده اند که فاصله بین آنها به حدود شش متر رسیده است. احتمالا در اینجا لرهای لاغر اندام و چابک به نشانه دلیری، همانگونه که سر هنری راولینسون در سفر خود به سمت پایین دست دره در سال 1836 میلادی دیده است، از این سوی رود به سوی دیگر می پریده اند.

روالینسون مشاهدات خود را چنین می نویسد: «پل تنگ یکی از جالب ترین نقاط این منطقه است. در این محل رود عریض صیمره وارد شکاف بسیار تنگی می شود. این شکاف به حدی تنگ است که یک کوهنورد با شهامت می تواند از روی آن بِپَرد.

جوانی لر که می خواست ثابت کند امکان چنین کاری هست از روی آن پرید. صحنه ترس آوری بود زیرا با کوچکترین لغزش، این جوان به قعر رودخانه پرتاب و تکه تکه می شد


سر اورل استاین باستان شناس معروف می گوید توصیف سرهنری راولینسون راجع به پل تنگ، به قدری دقیق و مصور است که نمی توانم از نقل قول آن صرفنظر نمایم.


گفته ی او چنین است: «این شکاف نزدیک به 45 متر عمق دارد، در اینجا دیواره های رودخانه و صخره های کناره ی آن، به شکل شانه های زنبور عسل به قدری زیبا آراسته شده اند که گویی این دره عمیق به تدریج و آرام آرام تحت تاثیر نیروی آب در دل صخره حفر شده است، و رودخانه صیمره در خط القعر این شکاف و در بستر باریک خود می جوشد و می خروشد و ما را به وهم و خیال استایکس/ Styx یا فِلِگیتون /  Phlegethon می برد.

یعنی اینجا در ذهن انسان رودی را مجسم می کند که برابر اسطوره ها در جهان زیرین جریان دارد و روح مردگان از آن عبور می کنند. 

شاید جالب باشد بدانید، هنگامی که آنتیگون سردار معروف اسکندر به جانب ماد عقب نشینی کرد از روی همین پل گذشته است و کمی آنطرف تر در گردنه کیالان مورد حمله کاسی ها قرار گرفت و نزدیک بود تمام سپاهیانش را از دست بدهد و لابد می دانید که تیمور گورگان نیز در پل زال اردو زد و احتمالا سیدی احمد در برابر او از همین پل گریخته است.

اما قصه ی پسر فتحعلیشاه در باره این پل تصویری واقعی تر را بیان می کند، راجع به او باید گفت: محمود میرزا قاجار فرزند فتحعلیشاه و سازنده ی گنبد حیات الغیب مدتی حاکم لرستان بود او زمانی پس از اینکه پدر تاجدارش از آب بلارود گذشت و برخی از همراهانش غرق شدند و متعاقب آن لرها به خدم و حشم شاه دستبر زدند. 


در آن زمان محمود میرزا مورد بی مهری قرار گرفته بود و حدوداً 190سال پیش بخشی از یادداشت هایش را با دلتنگی تمام در زیر این پل تنگ تحریر نمود. این شاهزاده ی تاریخ نویس در آن زمان از چشم پدر تاجدار افتاده بود، این مرد طرد شده از خانواده، کمی آنسوتر از چادرهای پرزرق و برق برادرش حسام السلطنه عرق ریزان خود را به زیر این پل رساند و در همین جا بود که نوشت: از حدت آفتاب و شدت ذباب جان به تن خسته شد و دل در سینه گسسته. به هزار ماجرا از آن منزل(قلعه رزه) به پل تنگ آمدیم.

آفتاب قیامت رو به تابش خواهد گذاشت. مجرداً به هدایت پسری به طرف پل تنگ با بخت خود به جنگ روانه شدم. در زیر آن پل کهنه خانه ای بود مقام گزیدم. تا عصر آن روز از پل تنگ جانب آب گرم در صحرایی پهلوی رودخانه صدمره منزل شد.

خالی از صفا نبود خوب جایی بود و توشمال حسنوند فتح الله خان آمده معذرت دزدیهای اموال پادشاهی را به زبان لری خواسته. توشمالان حسنوند که در تاراج اموال از اردوی پادشاهی شیرگیر شده بودند به رفع آن خجالت چهار بره و دو خیک ماست آوردند و باز شب آن روز ده قاطر و اسب دزدیدند.

او در ادامه می نویسد: اسم پل تنگ برای این منزل مجازی است و حقیقت نیست. جمیع آب رود صیمره و خرم آباد از جایی مجری دارد. در این مکان اگر پیاده ی چابک و چستی باشد می تواند به یک خیز آن طرف رود(جهید). از عجایب است، و به کرات بزرگان به وعده انعام، پیادگان چابک از او جهیده اند. به مثابه دویست گز عمق دارد که آبهای که عرض شد از آنها عبور دارد.


 در اصل پل تنگ، پل هم دارد که محل عبور خلق است و قریب کوه کبیر و کوه کیالان است. و در محاذی این منزل در سر قله ی کوه کبیر احمد بن امیرالمومنین(ع) مدفنی دارد که به شاه احمد مشهور است. زنی را که فرزندی نباشد توسل به او جسته پس از زیارت مسئلتش اجابت می شود؛ و کلاغانی در آن مزار است که می گویند غلامان آن حضرت بوده اند و الحال هر کسی به زیارت آن حضرت می روند استقبال کرده و در مراجعت مشایعت می کنند. در صد قدمی این پل آثار قلعه از قدیم برجاست. الان را اندکی ازو به پاست.

شاید جالب باشد بدانید، بعدها لرها به چریکف سیاح روسی گفته بودند این قلعه از زمان اتابک است و با قلعه خمین در یک زمان ساخته شده است.

علاوه بر این بارون دوبد روسی نیز در سال 1845 میلادی از پل تنگ یاد می کند و می گوید در اینجا به منتهی الیه کبیر کوه دمشاه می گویند که در بلندای این بخش از کبیر کوه بقعه امامزاده پیرشاه احمد دیده می شود و لرهای متدین خاصه زنانی که آرزوی بچه فراوان دارند به زیارت آن می روند. 

بر این اساس بسیاری از محققان بر این باورند که پل تنگ پاعلم جایی است که رود صیمره نالان و خروشان سر بر سینه صخره و دیوار دره می زند و آنقدر در عمق جاریست که در بعضی جاها صدای رود به زحمت شنیده می شود و این مکان از عجایب خلقت است.



دومرگان فرانسوی می نویسد: پل تنگ محققاً عجیب ترین نقطه ی سیمره است. در اینجا رودخانه پس از جریان یافتن در یک بستر عریض و عمیق و محصور به صخره های ساحلی و فالزهای خشن، بطور ناگهانی، رودخانه خود را جمع کرده و در حوالی پل تنگ بستر خود را در مرمرها حفر می کند.

عمق مغاک ها و پرتگاهها گاهی به 40 متر می رسد و عرض آنها در بعضی نقاط متجاوز از 3متر نیست. هیچ چیز عجیب تر از این رودخانه بزرگ و نیرومند نیست که اینچنین ابعادش تا این اندازه نقصان یافته است.

در تنگ ترین بخش ها عمق آب قابل ملاحظه است و در خشکترین فصول به 15 متر می رسد. در بهار برعکس وقتی که رود تمام آبهای ناشی از ذوب برف های الوند تا زاگرس و تا کبیر کوه را بجریان می اندازد حجم رود، عظیم می شود. تنگ رودخانه بتمامی پُر، و آبها در حال جوشش و خروش در تمام دره فرو می ریزند.
 حرف های ویلسون افسر بریتانیایی نیز راجع به پل تنگ جالب است. لابد برخی از شما راجع به دیدار ویلسون و کدخدا قندی قلاوند پدر قدم خیر معروف صحبت هایی شنیده اید: ویلسون می گوید در پل تنگ روسای قبیله به من گفتند که جوان های طایفه تفنگ به دست از روی تنگه پریده اند اما کسی پیش چشم من این کار را نکرد.

برای اینکه من جرأت و جسارت خود را به آنها نشان دهم، اینکار رو کردم من گیوه در پا داشتم چند قدمی عقب رفته جلو دویده به آن طرف پریدم (حدود شش متر) البته انجام این کار ارزش داشت چونکه شهرت آن قبل از من به بروجرد رسیده بود و گفته بودند که من در پانزدهم ماه می 1911 سی متر پریده ام. 


در پایان نگارنده ( احمد پرویز) مایلم راجع به پلسازی در پل تنگ به چند نکته اشاره کنم. اول به فاصله دو نیم متر بالادست پل فعلی آثار یک پل بسیار کهن وجود دارد. که نگارنده بیش از بیست سال پیش، به سختی توانستم داغ آن را بر روی صخره ها بیابم.

راولینسون معتقد بود که هنگامی که آنتیگون از بَدَکَ به جانب اولین نقطه مسکونی ماد یعنی خرم آباد یورش برده، از روی همین پل گذشته است. دوم پلی که توسط محمود میرزا قاجار(1826م) یعنی 194 سال قبل از آن صحبت شده است

راولینسون( 1836م) نیز عبور ایلات لر را از روی آن گزارش داده است. در سال 1300 هجری قمری یعنی حدود 137 سال قبل یک مامور قاجار آن را خراب شده اعلان می کند و راجع به آن می نویسد: در محلی که چهار ذرع بیشتر نیست از قدیم پلی داشته از آجر و گچ.

الان آن پل که یک چشمه طاق است خراب شده از پل تا کف آب رودخانه پانزده ذرع است. اکنون ایلات هر وقت به گرمسیر می روندیا از طرف پشتکوه او را چوب بست می کنند و خاشاک بر روی چوب ها می ریزند و بآسانی می گذرند.

هرگاه آن پل نباشد بهجوجه ممکن نیست در آنجا به مشک و کلک بگذرند، بسیار محل سختی است. ظاهرا حاکمان قاجار بعد از این گزارش، پل خرابه را تجدید بنا می کنند و برخی اروپائیان از جمله و دومرگان(1891) و خانم دوراند(1899) تصاویر و طرح های پل تنگ تجدید بنا شده را ارائه می دهند.

در جنگ های بین حکومت رضاشاه و الوار، بین سالهای 1302 و 1303شمسی ظاهراً پل تنگ، توسط لرهایی که به سمت کبیرکوه عقب نشستند تخریب می شود. پس از آن به امر فرماندهان قوای نظامی آن روز، در این نقطه یک پل بسیار محکم و یک برج قشنگ در کنار پل ساخته می شود و قوای حکومتی در بهمن ماه سال 1307 شمسی رو به مرکز کبیر کوه پیش رفتند و در سراب نقل، چادرهای خود را برافراشتند. ظاهرا مکان پل تنگ آنقدر برای پهلوی اول اهمیت داشت که شخصا از آن دیدن کرد. یک طرف کوه کیالان یک طرف کوه کبیر در گذشتن شاه را ، این راه می سازد فقیر 


دکتر احمد پرویز/ دکترای باستان شناسی


لینک کوتاه مطلب: https://poldokhtarnews.ir/?newsid=1740

نظر دهید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی‌شود